(X

 

خیال پاره شدن داشت در نخ ِ تسـبـیـح

یقین ِ فاصله ی بین دست ِ من ... وَ ضریح

 

از اینکه «عشق»، جذامی که بر دلم افتاد

از این قیافه ی معشوقه های زشت و کریه

 

ولی چگونه غزل عاشقانه تر بشود

بدون چشم تو و استعاره و تشبیه ؟

 

بدون اینکه... (سه نقطه) ، بدون آرایـ ِ ... ؟!

بدون ِ ساده ترین شکل خنده های ملیح

 

چه بود حس حضورت؟ علاقه یا عادت؟

تو را برای چه می خواست؟ عشق یا تفریح؟

 

شبیه یک بعلاوه (+) در آزمایش ها

شبیه رابطه ی مریم و صلیب و مسیح

 

من از بهشت اگر چه بدم نمی آید

ولی نگاه تو را میدهم به آن ترجیح

 

                     ***

و من به کُفـر و یقین و خیال و حس شک کرد!

 دوباره شک کرد و بعد

 پاره شد تـ..

                سـ..

             بـ..

                  یـ..

                        ح

 

(Y

 

قرار بر این بود چند پست را به معرفی و نقد چند کتابی بگذارم که از نمایشگاه امسال خریداری کردم هرچند که به تحقیق هیچ کتاب شعر خوبی در نمایشگاه امسال هم به چشم نخورد اما بودند کتابهایی که صرف نظر از نام آشنا بودن یا نبودن شاعر شان کتابهای قابل تحمل تری بودند.

از آجایی که فصل امتحانات نزدیک است و نمی خواستم نقد کتابها سهل انگارانه انجام شود این مهم را به بعد از دوران امتحان ها می گذارم و این پست را به معرفی چند شاعر جدید و چند اتفاق خوب (لااقل برای خودمان) می گذرانم .

 

اول از همه ...

به زودی مجموعه شعر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل  با عنوان «عاشقانه های یک کروموزوم» به کوشش اعضاء کانون شعر و ادب و به همت انتشارات دانشگاهمان به چاپ می رسد .

دانشگاه علوم پزشکی بابل با همه ی ضعف هایش، در عرصه ی شعر و شاعری همیشه حرف هایی برای گفتن داشته. شاعران نام آشنایی نظیر دکتر سیامک بهرام پرور – دکتر شهریار قلی زاده و ... هم از افتخاراتش محسوب میشوند.

 اما

 این مجموعه  شامل بیش از 40 شعر از 23 شاعر 4 سال اخیر دانشگاهمان است که از جمله ی آنها می شود  بهاره رستمی نژادزهرا السادات حسینیراحیل حسینیمحمد شفیع شفیعیطیبه آزاد بخش و ... را نام برد که لااقل برای عزیزانی که در این محیط فعالیت داشته اند اسم های آشنایی هستند.

از ویژگی های این مجموعه تعدد کارها در قالب کلاسیک بدون کم ترین اشکال وزنی و عروضی و تنوع زبانی آن از  کلاسیک گرفته تا نئو کلاسیک و مدرن و پست مدرن است. هر چند به شعرهایی با رویکرد اجتماعی و فضاهای جدید و بدیع توجه ویژه ای داشته است. معرفی شاعران جدید که قطعاً شعرهایشان مورد اقبال مخاطب واقع خواهد شد از دیگر ویژگی های این مجموعه است. منتظر خبر های تازه ای در باره ی این مجموعه باشید...

 

دوم از همه...

یادم نمی رود که یک روزی به اصرار استاد وقت کانون شعر و ادب دانشگاه پا به دنیای مجازی گذاشتم و وبلاگ اولم را اولین بار به روز کردم. یادم نمیرود چه زود استاد وقت و سایر دوستان ترکم کردند ..

اما خوشحالم نسل جدیدی را در دانشگاه می بینم که هم انگیزه و انرژی و استعداد کافی برای پیشرفت در شعر را دارند و هم خیلی زود به علاقه ی خودشان وارد این محیط شدند تا هم تنهایی  مرا پر کنند و هم بیشتر شعر بیاموزند... هرچند قول داده اند که تنها ویژگی های مثبتش را جذب کنند و منفی ها را دور بریزند. می خواهم به معرفی چند تا از این دوستان بپردازم که در آینده ای نزدیک بیشتر از آنها خواهید شنید.

 

الف) راحیل حسینی

http://www.parastarr.blogfa.com/

 

این اسم نه جدید است و نه تازه کار. یک پرستار شاعر . به شعرهایش حسادت می کنم . به نوشته های طنزش بیشتر . به دوهزار و سیصد و شصت و هفت!  کتابی که خوانده و می خواند هم ...

 در شعر سپید خیلی حرفها برای گفتن دارد این را آنهایی که در این عرصه کار کرده اند و شعرهای او را خوانده اند خوب می دانند.

لذتی که خواندن بعضی کارهایش به من می دهد آنقدری است که او را یکی از افتخارات استانمان بدانم و برایش آرزوی موفقیت روز افزون در این عرصه را داشته باشم تا شاید یک روزی چاپ مجموعه شعری از او تفاوت شعر خوب و بد را به مدعیان شعر سپید نشان بدهد. « و تنهایی هر کس به اندازه ی مشت بسته ی اوست... »

 

ب) جواد وزیر پناه

http://khak7.blogfa.com

 

اهل کاشمر -  دانشجوی ترم دوم . بعید است یک شعر بگوید و شما بیت های خوبی در آن پیدا نکنید.  قبل از اینکه  دانشجو بشود شاعر بود، اما تغییر فضای شعرش و رویکرد اجتماعی در کارهای آخرش قابل تقدیر است.  یک شاعر به تمام معنا –  خودم هر دفعه یکی از شعرهایش را با خودم زمزمه می کنم.  شعرش تلفیقیست از فضای حسی غزل و چالشهای اجتماعی . مهم ترین ویژگی جواد علاقه ی شدیدش به یاد گرفتن و پیشرفت کردن است. مدام سوال می پرسد، پیگیر است، بحث میکند، سوال میپرسد، شعر می گوید، سوال میپرسد، نقد می خواهد ...

 «اعتماد ِ به نفش! ِ یک معتاد!!»

چند هفته ای می شود که بطور جدی به محیط مجازی روی آورده است. شعرهای زیبایش را بخوانید و خودتان قضاوت کنید.

 

ج) کامران محمدی

http://tapanjere.blogfa.com/

 

دانشجوی ترم دوم . اهل بابل ، با استعداد است اما به قول محمد مبلغ الاسلام پیشرفت عجیب و سریعش در شعر بخاطر استعدادش نیست، بخاطر پشتکار و علاقه اش است. پیگیری زیادی روی کارهایش دارد. گاهی روزی صدوشانزده بار تماس میگیرد تا در مورد تصحیح فلان بیت حرف یزند. مهم ترین ویژگی او جسارت بالاست... هر چند هنوز باید خوب گوش کردن را بیشتر تمرین کند. و روی شعرهایش حوصله به خرج دهد. او هم چند پستی است که وارد این محیط شد. رویکرد کاملاً بدیع و امروزی به غزل و قالب های دیگر کلاسیک دارد . شعرهای او هم جای خواندن و نقد کردن دارد. « آنقدر بچگی بکنم تا بغل شوم... »

 

  د ) تلسکوپ

http://telescope.blogfa.com/

این بلاگ ،یک بلاگ صرفاً شعری نیست اما حاصل زحمات چند دانشجوی شاعر و غیر شاعر است. همه ی دغدغه ی روز و شب آنها، بهانه ی با هم بودنشان.  هفته نامه ی ادبی خبری دانشگاه علوم پزشکی بابل که تازه وارد این محیط شده است. گاهی فکر میکنم اگر نبود من فرصت بیشتری برای زندگی کردن داشتم . اما بعد فکر میکنم اگر نباشد فرصتی برای زندگی کردن هم نیست.  منتظر نظراتتان در این وبلاگ هستیم .

 

و اما...

سوم از همه ...

 یک شعر نسبتاً قدیمی ...

 

 

درست در آمازون  _ بیست و پنجم آوریل _

تفاله های سیاه ِ زنی شبیه فسیل

 

زنی که تلخ تر است از نمایش کُمِدی

و نقش حل نشده توی قهوه ی برزیل

 

حضور  ِجارو برقی _ نمادِ تکنولوژی

عجوزه ی جادوگر ، سوار دسته ی بیل!!

 

(فضای نیمه مدرن غزل عوض شده ام! )

 

به سمت ِ درویشی که بدون ریش و سبیل

فرار می کند از "بی" تعلقات ِ "خودش"

به سمت غارنشین ِ همیشه«تر» _ قندیل _

                    ■■■

و چند صحنه ی زشت بـُـریده ی کوتاه

بدون هیچ قرض ... وَ بدون هیچ دلیل !

 

(فضای شعر دوباره عوض شده در من)

 

نمای بسته ی میمون کنار یک نارگیل

سقوط ِ «اکشن!» ، "برداشت ِ سی و چندُم "

و زن که داشت می افتاد از دماغ فیل

 

(فضا دوباره عوض...

 هی عوض...

همیشه عوض ... )

 

مؤلف عوضی شعر را به چی تبدیل ...

 

برای مرگ ِ کمی ناگهانی شاعر

سکانس آخر این شعر: کات

غزل: تعطیل !

 

خرداد 1386