اسلام علیک یا ابا عبدالله و اسلام علیک یا زینب کبری

 

 

 

 

پس از ترک غروب از گفتگوی ساده و عمه

چه خواهد کرد، شب با مردم ازاده و عمه ؟  

 

صدای شیهه ی اسب ، آخرین تیر، آخرین شلیک

خبر آغاز یک جنگ است، جنگ جاده و عمه

...

به بالا ماه و خورشیدی که سر از سجده بر می داشت

و پایین یازده نور دگر، سجاده و عمه

 

جلوتر دختران ما بین لشکر در ... معاذ الله !

عقب تر کشمکش های حرامی زاده و عمه

 

رقیه توی فکر: کاش بابا یا عمو بودند

 سکینه بود و قصد سوء و بوی باده و عمه

 

 به یک سر شهوت ابن زیاد وابن مرجانه

و یک سر، پا و دست و دیده ی آماده و عمه

 

جهان در سرگشودن از سر خورشید خواهد سوخت

جهنم، لحظه ای از چادرِ افتاده و عمه

 

یقین دارم که مادر در دل آیینه می بیند

چروک و موی بور و صورت گل داده  و عمه

 

جهانِ سوخته، با ریشه ی گل ها گلستان شد

چه کردند آخ بعدش این برادر زاده و عمه ؟

 

 

                       التماس دعا ...