اتاق ، عروسك كوكي ، مسابقه ،فينال

كتابهاي نخوانده ، تميز و با اين حال i

 

صداي ضجه ي سيبي كه پشت ميز نشست

صداي حرف نگفته ، صداي مست خيال

 

صداي ضجه ي سيبي بدون بعد و مكان

كه ميزند به سرش هي سؤال پشت سؤال

 

چگونه ميشود اين «‌من» شبيه تو بشود ؟

و بعد «من» به توان «تو» زير n راديكال!!!

 

اتاق گيج شد و سر به ميز كوبيد و ...

اتاق گيج شد و سر ...، درست بيست و دو سال

 

كه خنده هاي عروسك ، اگر چه دائم و تلخ

درون گريه ي مردي ،اگر چه مرده و لال

 

نگاه موش نري به كمين گربه نشست

نگاه كبك گرسنه براي صيد شغال

 

اتاق، عروسك كوكي، دقيقه ي آخر

هنوز زل زده بودم به فرض هاي محال

 

به موش هاي نفهم و... به ميز ، ظرف غذا

و تكه هاي خودم لاي قاشق و چنگال

 

و باز اين غزل من اسير چشم تو شد

به جرم اينكه ندارد  رديف و ...، قهوه و ...، فال ...