به جهان، دلهره، تکرار، شما حساس ام

به هوس بازی بسیار شما حساس ام!

               

مشکلم گوش سپردن به نصیحت ها نیست

من به بوی بد سیگار شما حساس ام

 

هی برای من از آن رابطه هاتان گفتید

کرد یک عمر همین کار شما حساس ام

 

خارج از ذات طبیعت زده ی یک زن نیست

اینکه همواره به رفتار شما حساس ام

 

و به زن بودن من حس ترحم بکنید

هی بگویید که : " بیچاره شما" حساس ام

 

از همه مردمِ  نامرد! بدم آمده است

به  همین لحن طلبکار شما حساس ام

 

مرد باید به گناه خودش اغرار کند

من به این طفره از اغرار شما حساس ام

 

یک غزل طعنه به حساسیت من زده اید

جان  آن  نازی و گلنار شما،

حساسم؟؟