«بارها گفته ام به او که " بهار! به تو آن سبز سیر می آید" »

به نام او ...

 

X

کدام عید و کدامین بهار؟! با چه امید ؟!

که با نبود تو نومیدم از رسیدن عید

(زنده یاد حسین منزوی)

 

این پست هیچ مناسبتی ندارد!

 

عید امسال بیشتر از اینکه خستگی ام را در بکند خودش مسبب خستگی هایم شده بود. با همه ی زیبایی هایش

با همه ی متفاوت بودن اش

از لحظه ی سال تحویل که جدا از خانواده ام بودم تا سفرهایی که نگذاشتند بیشتر از دو روز از کل تعطیلات عید را به اینترنت و وبلاگها و شعرهای جدید اختصاص بدهم. از سفرهای کاملاً معنوی ای که البته هیچ تاثیر معنوی مثبتی در من نگذاشتند. از همه ی شبهایی که توی اتوبوس ها و هتل ها به شعر فکر میکردم ولی فقط فکر میکردم. تا به خودم ثابت بشود محمد مبلغ الاسلام فقط روی تخت خودش شاعر است و دیگر هیچ ...

همان تختی که همه ی اتفاقات زندگی اش را رقم زده. همه ی اتفاقات خوب و بدِ خیلی خیلی بزرگ!

اندازه ی بادکنکی که چند روز پیش توی سفر خریدم. نارنجی نیست اما دوستش دارم. مثل آدم های چاق و گنده ای میماند که دل کوچکی دارند و فعلاً گذاشتم اش روی مونیتور تا جای بهتری برایش پیدا کنم.

 

 

 

Y

قصد جان میکند این عید و بهارم بی تو

این چه عیدی و بهاریست که دارم بی تو  ؟

(زنده یاد حسین منزوی)

 

این شعر هیچ ربطی به سال تحویل ندارد

مال همین روزهاست ...

 

قبلاً محض اطلاع بعضی دوستان عرض  کنم:

-         همه ی اصطلاحاتی که به رنگ نارنجی مشخص شده، جزء  بیماری ها و اختلالات روانی محسوب میشوند

-         پارانوئید: بی اعتماد – شکاک – بد عنق

-         روان پریشی : اختلال در تفکیک واقغیت و خیال

-         اسکیزوفرنی: جزء اختلالات شخصیتی –هذیان .توهم . تکلم نابسامان.علاقه مندی به اشیاء بی جان و نهضتهای فلسفی. بیشتر در جنس مذکر.

-         از عوامل اتیولوژی اختلال نقص توجه، عوامل روانی اجتماعیست مثلاً در بچه های پرورشگاهی یا بچه هایی که از ظاهرشان ناراضی هستند

-         بد دهنی کردن نوعی تیک عصبی است و جزء تیک های صوتی پیچیده طبقه بندی میشود.

-         نارسیستیک : خود بزرگ بینی – احساس مهم بودن و آدمهای عقده ای که فکر میکنند نظیر ندارند

    

تیک تاک از زمان بلند شد و

لحظه ای تلخ حس خواب گرفت

سفره ی هفت سین تکراری

مثل هر سال اضطراب گرفت

 

 

ساعت زنگ دار رومیزی

گیج شد در تماس کهنه و نو

همه ی شهر تیک ها شان را

یک شب از خود کشیده اند جلو

 

مثل مهتابی خراب ِ کثیف !!

در زدن های چشمکی علنی

در خودم فحش میخورم هر روز *

در خود  افتاده ام به بد دهنی

 

دهنی بود حرفهای دل ات

دهنی بود از الف تا ی ِ

تیک هایم گرفته بود تو را

قلبِ یک عشق بی درون مایه

 

شاد بودم کنار سنت ها

من ِ بی "حال ِ" حبس ِ خوشبخت ِ ...

سعی کردم فرار را ... اما

توی بخش روانی ِ ... تخت ِ ...

/ 86 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی کوه پیما

من : حالا تمام دنیا یکباره بر سرم خراب شد ! هیچ : کلمه ای که ماهیت نیستی و نبودن را در خود حل کرده است ! هیچوقت نبودن ( همیشه نیستی ) : کسی است که دنیا یکباره بر سرش خراب شود ( من ) ! من + هیچ = کسی که هیچوقت نبود ! تا حالا شده زنده زنده تو قبر دفنت کنند ؟ تو گورستان آرزوهات ؟ پس......... 1) با یک غزل و دو رباعی به روزم 2) حتما بیا ومرا نقد کن و بکوب ! 3) به روز شدید حتما خبرم کنید ، می خواهم چیزهای جدیتر و بهتری از شما یاد بگیرم درد نوشته هایم مرهم نمی خواهند ، نمک پاش باش و بر زخمهای تنم نمک بپاش چشمم صدای آمدنتان را انتظار می کشد ، چون " تنها صداست که می ماند .... "

با ما چه کردی رییس؟!

ای كاش می‌شد تمام دلايل را اين‌جا نوشت. تمام دلايلی را كه به‌خاطرشان من و بسياری از هم‌نسلانم نمی‌خواهيم شما چهار سال ديگر رييس جمهورمان باشيد. آقای احمدی نژاد! سهم من در تعيين سرنوشت كشورم تنها و تنها يك برگه رأی است. من اين سهم خود را با هيچ شيتيلی عوض نمی‌كنم، حتا با يك تريلی سيب‌زمينی. دست كم اين‌گونه خيالم راحت است كه كوچك‌ترين كار را نه برای به دست‌آوردن آن‌چه می‌خواهم، حداقل برای اصلاح آن‌چه كه نمی خواهم انجام می‌دهم. آقای رييس! من تا مغز استخوانم به تأثير مستقيم سياست‌های رييس‌جمهور بر زندگی خود باور دارم. من و امثال من نه جيره‌خوار امريكا هستيم و نه يك عده مخالف تندروی از خدا و پيغمبر بی‌خبر. ما هم با خدای خود خلوتی داريم. ما هم به نماز و روزه معتقديم و ما هم هر سال زير پرچم امام حسين سينه می‌زنيم، اما دلمان می‌خواهد اين‌بار به جای شما كس ديگری را آن بالا ببينيم. كسی كه به راحتی آب خوردن زير حرفش نزند. كسی كه با خيال تصميمات انقلابی، تصميمات انفجاری نگيرد. کسی که سوال را با سوال جواب ندهد. كسی كه... [متن کامل در وبلاگ مربای تلخ]

كانون ادبي زمستان

سلام برنامه ويژه كانون ادبي زمستان منتظر حضور شماست... http://www.s-aram.blogfa.com/ با تشكر سجاد عزيزي آرام

طوبی

زیر چشم خودت ورم کردن مثل «عقرب» به بغض نیش زدن ! گیج بین خیال و واقعیت به خود اَنگ روان پریش زدن - -- --- ---- ----- ------ شعر زیبایی بود هرچند تاریک و تلخ -- -- -- بروزم با یه کار محاوره خوشحال میشم تشریف بیارین

سید مسعود حسینی

دلم عجيب گرفته ، ولي تو بي خبري نشسته اي ته ِ كوچه دل ِ مرا ببَري ؟ ... آخيش بالاخره بازم به روز شدم نمي دونيد داشتم مي تركيدم در كنار نبودن هام هستمتون منتظر نظر و نقدت مي مونم در پناه او [گل]

محمد مبلغ الا سلام

از اینکه «عشق»، جذامی که بر دلم افتاد از این قیافه ی معشوقه های زشت و کریه "کروموزوم های نا مادری بد جنس " با 2 غزل و معرفی 4 وبلاگ از شاعران جوان به روز است

هاشم

نه آب نه بابا فقط تو را می خوام

کاسپاز

سلام. خسته نباشی به ما هم سر بزن خوشحال می شیم.[گل]